آنچه درگیر من است

"هرچه تلخ تر بهتر"

مشورت

  • ۰۱:۰۳

اگر یه حرفی رو بزنی که نباید می زدی و طرف خیلی دلخور شده ازت

ولی می خوای از دلش در بیاری...


غیر از معذرت خواهی 

چیکار می کنی؟؟؟؟



خیلی حرف بدی زدم خیلی

اخه ادم رکی هستم...



  • ۱۵

تایم اوت

  • ۱۵:۲۷

راسته که می گن

گذر زمان هرچیزی رو حل می کنه 

جز خودشو

  • ۱۶

نگران نباش

  • ۱۹:۱۶

بالهایت را می چینند

اما تو

دلت آسمانی باشد

مطمئن باش پرواز خواهی کرد

قول می دهم پرنده ی من

  • ۱۷

عجیب جمله ایست

  • ۰۲:۱۵

میگع:

برای آدم ها، همونقدر باش که هستن

بیشتر باشی، 

سوء سفاهم میشه... 


  • ۱۶

هدست نعمتیست

  • ۲۲:۱۶

سر کلاس امار بودم

معمولا زودتر سر کلاس حاضر می شم و یه گوشه کز می کنم و هنزفری میذارم و هیچی گوش نمی دم؛ آخه وقتی مینویسم، از صدای تیک تیک کیبوردی که موقع لمس کلمات وارد می کنم لذت می برم.

دوتا از دخترای  ترم بالایی چندتا صندلی جلوتر نشستند و شروع کردند از بقیه حرف زدن و منم سرم به کار خودم بود تا این که صحبت از توصیف هم اتاقیم شد:

گفت: فلانی رو میشناسی که خیلی سنگینه؟ هیچ وقت به ادم نگاه نمی کنه؟

- نه کی رو می گی؟

× بابا همون بی بی فیصه رو می گم :/

-اها فلانی رو می گی؟؟؟؟

× اره اره... دیروز رفتم کافه یکم قلیون بکشم پسره رو دیدم

- عجب... به قیافش نمی خوره0_o

×از این پسرا هر چی بگی بر میاد... 


بذارین بعد از این پاراگراف سکوت اختیار کنم:

من همینجا به خاطر استراق سمع معذرت می خوام اما نمی دونم چرا وقتی گوش می کردم خندم نمی گرفت و فقط کنجکاو تر می شدم و خیلی خوب نقشمو انجام دادم...


  • ۸

شکلات نعنا کاکائو!

  • ۱۳:۳۹

شیرینی و تلخی دنیا... بستگی داره کاکائو تلخ دوست داشته باشی یا نه... جالبه که حتی همین کاکائو ذاتش تلخه... می دونه زندگی هم تلخه و ما دوستش داریم.

نعنا سلیقست؛ تو نعنا اگر دوست داشته باشی شاید با کاکائو بدت بیاد؛ ترکیب این دو در قالب شکلات، دنیای ماست

شکلاته...

برای بعضی ها ضرر داره؛ بفهم لامصب برات ضرر داره؛ نخور!!!!!

نمی خوام بگم هرچیز افراطش بده چون واقعا چه بخوای چه نخوای به آخر خط می رسی.

شکلاته

شکلات نعنا کاکائو!

می خوایش؟

اگه خریدی جور هندوستانم بکش. یا بخور یا بذار خراب شه...

ولی ای کاش قبلش فکر می کردی و نمیذاشتی هدر بره



+الانم تمرکز نداشتم توی نوشتن ولی تمام تلاشمو کردم :)

  • ۲۲

Hope

  • ۱۱:۴۶
می گم علی! بیا یه هفته هم که شده، "امید"وار، "امیدوار" باش
- دِ اخه تو چه می دونی امید چیه؟؟؟ لعنت به تو که هیچی نمی دونی
+اره خب من نمی دونم وقتی هیچکیو نداری چه اتفاقی میوفته درک نمی کنم واقعا... آخه هیچ وقت تنها نبودم؛ آخه من همیشه با تو بودم





این مکالمه بین کدوم دو نفره؟
(بیست سوالی نیست الکی هم نیاوردم... فکر کن)


بعدا نوشت:
نکته ها داشت این مکالمه
شده اعصابت خورد باشه از همه چی؟
یه زمانی بود از خودم و خدای خودمم حتی شاکی بودم
عادت دارم حرفای توی ذهنم رو بنویسم حتی یه کانال تو تلگرام خصوصی دارم که وقتی با بقیه حرف می زنم تفکراتم رو اونجا مینویسم یا چیزایی که نمیتونم برای طرف بنویسم
چند روز بود با خدا قهر کرده بودم(بیشعوری هم حدی داره و من از اون حد جلو زدم)
این حرف رو یکی از اون روزا نوشتم
وقتی داشتم باهاش حرف می زدم
شاخ و برگای خشک شدشو کندمو تر و تازه قرستادم اینجا
  • ۱۵

تکه پرانی های عادت

  • ۲۲:۱۱
یه نگاه به خودت بنداز
دوحالت داره:
یا آدم حریصی اون تو می بینی؛
یا آدم غیرحریص
اگرادم حریصی باشی دمت گرم؛ ولی تو هم درون خودت، چیزی می خوای که نمی تونی بهش برسی؛ ولی می خوای...
اگرم آدم راضی به رضای خدا باشی و حراصت در وجودت جُم نخوره، بازم یه چیزایی می خوای... حتی اگه داشته باشیش!!!!!
من داشته هایی که می خوام رو شمردم و این نه که یعنی من جزو دسته ی اول نیستم...یعنی نمی دونم فقط همین(شاید دومی هم نباشم!!) خیلی چیزا پیدا کردم مثلا خودم رو... من؛ منی رو می خوام که می دونم دارمش؛ و می دونم می خوامش؛ اما فقط می خوامش...
گاهی فقط به خودم می گم:
فقط بپا گمش نکنی عزیز من!!

هیچ وقت اون دو واژه ی آخرو درک نکردم: "عزیز من"


خیلی پخش نوشتم؛ می خواستم یه چبز دیگه بنویسم یه چیز دیگه نوشته شد...

  • ۱۴

خرید واسه خونه

  • ۱۵:۵۰

سوغاتی؟؟؟  نه بابا ...

واسع مامان و مادربزرگم روسزی خریدم :)

امیدوارم ذوقم اون موقع که بهشون بدم فوران کنه

از خرید خوشم میاد... خیلی ؛ شاید با این جمله به مرد بودنم شک کنین ولی حقیقت اینه که مثل خیلی چیزای دیگه طرز فکرم متفاوته

ولی چند روزی میشه حس ذوقمو از دست دادم امیدوارم وقتی میرم شهر، این ویژگی خوب برگرده


قراره برا داداشم و خواهرم هم یه چیزایی بخرم...


خداکنه خوششون بیاد

مترو طالقانی به دروازه دوولت 

  • ۹

آخرین امتحان

  • ۰۹:۱۳

این ترم خیلی زود گذشت

خیلی زود امتحانا رو دادیم

کمتر از یک ساعت دیگه آخرین امتحانه و تنها انتحانیه که براش آماده ام

دعا کنین بقیه درسامو پاس کنم


+ آسمون روزگارم امروز خودش آبی بود  :)

اینو مدیون یه نفرم که خودشم می دونه :))

  • ۱۳
یک دروغگوی خوب دروغ میگه چون می دونه که یکی از کارایی که توش تخصص داره دروغه...
_ این مغایر با تمام فروض مذهبی دنیاست...
+ من نمی خوام جزیی از دین باشم؛ می خوام من خودم دینِ خودم باشم.
_ آفرین؛ دروغ خوبی بود
Designed By Erfan Powered by Bayan