آنچه درگیر من است

"هرچه تلخ تر بهتر"

So sorry

  • ۲۳:۵۲

واقعا معذرت میخوام

چند روزه به یک بیماری بدی گرفتار شدم

خیلی بد

الان خیلی بهتر شدم

ایشالله خوب شدم سر فرصت حتما پستارو میخونم


بازم شرمندم:(

  • ۱۴

استاد؛ امروز

  • ۲۰:۱۱

۲۰ نفر سر کلاس بودن

خودشم تعجب کرد گفت واقعا شما بیست تا امروز اومدین...

اینو کجای دلم بذارم که میخواست حاضر غایب کنه :/

استاده داشت ذوق می کرد

ذوق هااا ذوق



  • ۱۱

و چه نیکو خوابی

  • ۱۱:۰۲

ساعتای ۴ حرکت می کنم و ساعتای ۳ روز بعد می رسم... ۲۳ ساعت توی راهم :)

قطار چیز خوبیه انصافا... مثلا اونجاییش که هرچی بخوابی کسی نیست که چیزی بگه

فردا که تهران اومدم یه راست میرم خوابگاه و بازم می خوابم


+ خیلی وقته تنها لذتی که برام باقی مونده خوابه... . خدایا ازت می خوام همین یکی رو ازم نگیری...

  • ۸

چای من و منظره ای در خور دنیا

  • ۱۴:۲۰

دنیا برایمان 

نفسی از حباب بود

با قاصدک غزل بسرایند دیگران

آغاز ماجرا نه همین عشق ناب بود

پشت نقابِ گرمی چای و نباتمان

لیوانِ چای، گرم و طَمَع، بر سکوت شهر

با من بیا دوباره کنیم با غروب

قهر

پنهان کنیم سردی آواز مردمان


یک منظره میان دو چشمی که اشک را

با شرم 

بی ریا 

به طناب عصف سپرد

دنیای من خودش به خودش سنگ می زند

اینجا سکوت هم به هبوط غروب مرد

علی یاد


  • ۹

تف به روت زندگی

  • ۱۹:۳۷
اگر دیدی جوانی در مجازی گریه کرده
بدان بر دشمنان و نارفیقان تکیه کرده
  • ۲۳

مشورت

  • ۰۱:۰۳

اگر یه حرفی رو بزنی که نباید می زدی و طرف خیلی دلخور شده ازت

ولی می خوای از دلش در بیاری...


غیر از معذرت خواهی 

چیکار می کنی؟؟؟؟



خیلی حرف بدی زدم خیلی

اخه ادم رکی هستم...



  • ۲۳

تایم اوت

  • ۱۵:۲۷

راسته که می گن

گذر زمان هرچیزی رو حل می کنه 

جز خودشو

  • ۳۰

نگران نباش

  • ۱۹:۱۶

بالهایت را می چینند

اما تو

دلت آسمانی باشد

مطمئن باش پرواز خواهی کرد

قول می دهم پرنده ی من

  • ۲۶

عجیب جمله ایست

  • ۰۲:۱۵

میگع:

برای آدم ها، همونقدر باش که هستن

بیشتر باشی، 

سوء سفاهم میشه... 


  • ۲۰

هدست نعمتیست

  • ۲۲:۱۶

سر کلاس امار بودم

معمولا زودتر سر کلاس حاضر می شم و یه گوشه کز می کنم و هنزفری میذارم و هیچی گوش نمی دم؛ آخه وقتی مینویسم، از صدای تیک تیک کیبوردی که موقع لمس کلمات وارد می کنم لذت می برم.

دوتا از دخترای  ترم بالایی چندتا صندلی جلوتر نشستند و شروع کردند از بقیه حرف زدن و منم سرم به کار خودم بود تا این که صحبت از توصیف هم اتاقیم شد:

گفت: فلانی رو میشناسی که خیلی سنگینه؟ هیچ وقت به ادم نگاه نمی کنه؟

- نه کی رو می گی؟

× بابا همون بی بی فیصه رو می گم :/

-اها فلانی رو می گی؟؟؟؟

× اره اره... دیروز رفتم کافه یکم قلیون بکشم پسره رو دیدم

- عجب... به قیافش نمی خوره0_o

×از این پسرا هر چی بگی بر میاد... 


بذارین بعد از این پاراگراف سکوت اختیار کنم:

من همینجا به خاطر استراق سمع معذرت می خوام اما نمی دونم چرا وقتی گوش می کردم خندم نمی گرفت و فقط کنجکاو تر می شدم و خیلی خوب نقشمو انجام دادم...


  • ۱۳
یک دروغگوی خوب دروغ میگه چون می دونه که یکی از کارایی که توش تخصص داره دروغه...
_ این مغایر با تمام فروض مذهبی دنیاست...
+ من نمی خوام جزیی از دین باشم؛ می خوام من خودم دینِ خودم باشم.
_ آفرین؛ دروغ خوبی بود
Designed By Erfan Powered by Bayan